تعریف روضه و تاریخچه آن

 

تعريف روضه و تاريخچه آن

 

روضه

روضه از جهت لغوي به معناي باغ و گلستان مي­باشد و از جهت اصطلاحي به معناي مرثيه و ذكر مصيبت رواج پيدا كرده است.

 

تاريخچه روضه

كتابي است به نام روضة الشهدا كه مشتمل بر مصائب انبياء و ذكر فجايعي از ناحيه كافران و منكران و مشركان بر اولياء خدا و اهل بيت (ع) بزرگوار پيامبر اكرم (ص) مي­باشد.

كمال الدين حسين بن علي واعظ كاشفي ، عالم و مؤلف عصر تيموري (قرن نهم ه.ق) كه اصالتاً از مردم سبزوار بود و در هرات زندگي مي­كرد، اين كتاب را در سالهاي آخر عمر خود تأليف كرد و اهل منبر و وعاظ از همان آغاز به خواندن كتاب روضة الشهدا در مجالس پرداختند تا به مرور زمان اين مجالس را «مجلس روضه خواني» ناميدند و به همين اسم تا به امروز باقي مانده است. افرادي كه كتاب روضه الشهدا را مي­خواندند به نام روضه خوان ناميده شدند و به مرور زمان كلمه روضه خوان به معناي مرثيه خوان مصطلح شد.

 

اقسام روضه

با توجه به اينکه بايد روضه به تناسب مجلس و مستمع انتخاب شود بهتر است تفکيکي بين اقسام روضه قائل شويم تا مشخص شود كه چه روضه­اي را در چه مكاني و چه زماني، براي چه كساني و با چه بياني بايد خواند.

 

تقسيم بندي کلي

در يک تقسيم بندي کلي روضه به دو قسم تقسيم مي شود:

  1. احساسي.
  2. سخت و سنگين.

 

1ـ روضه احساسي

روضه­اي است كه از جهت لفظ و محتوا بيشتر با احساسات و عواطف سرو كار دارد و در آن سخن از عشق و سوز و فراق است و سخناني كه بين عناصر روضه رد و بدل مي­شود، سخناني احساسي است.

در اين نوع روضه از مطالبي چون: سيلي زدن، پهلو شكستن، زمين خوردن، سر از بدن جدا شدن، پاره پاره شدن بدن و از اين قبيل سخني در ميان نيست، بلكه مطالبي چون: تنها شدن، غريب ماندن، اشك فراق ، وداع و سخنان عاشقانه به كار مي­رود.

 

 نمونه 1

روضه حضرت علي اكبر(ع)

علي اكبر از پدر اجازه ميدان گرفت. (شيخ جعفر شوشتري مي­گويد امام بر خلاف آنكه براي اجازه دادن به اصحاب قدري معطل مي­كرد، به علي اكبر بلافاصله اجازه ميدان داد) پس امام نگاه مأيوسانه اي به او كرد و چشمان خود را به زير انداخت و اشك ريخت و سپس فرمود:

« بارالها گواه باش جواني كه در صورت و سيرت و گفتار شبيه ترين مردم به پيامبر بود به جنگ اين مردم رفت. که هرگاه به ديدن پيامبرت مشتاق مي­شديم به اين جوان نگاه مي­كرديم.»

سپس به فرياد بلند صدا زد: « اي پسر سعد، خدا نسل تو را قطع كند كه نسل مرا قطع كردي.»

پس از شهادت علي اكبر (ع) امام آمد تا به بالينش نشست، صورت به صورت علي گذاشت و فرمود: «خدا بكشد گروهي كه تو را كشتند بعد تو خاك بر سر دنيا باد.»

«لَقَدِ اسْتَرَحْتَ مِنْ هَمِّ الدُّنْيَا وَ غَمِّهَا وَ بَقِيَ اَبُوكَ فَريِداً وَحيداً»

علي جان، از غم و غصه دنيا راحت شدي ولي پدرت را تنها گذاشتي. [1]

 

نمونه 2

روضه وداع

امام حسين (ع) نگاهي به قتلگاه كرد و پيكر ياران و اهل بيت خود را به روي خاك ديد. در اين حالت صدا زد: «يا سكينه، يا فاطمه، يا زينب و يا ام كلثوم، آخرين سلام من بر شما باد، اكنون آخرين ديدار من با شماست.» [2]

امام شروع كرد به گريه كردن، زينب عرض كرد: چرا گريه مي­كني امام فرمود: چگونه گريه نكنم با اينكه به زودي شما را به صورت اسير در ميان دشمنان حركت مي­دهند، گريه­ام براي خودم نيست بلكه براي اسارت شماست.

بانوان حرم باشنيدن اين سخن امام صدابه گريه بلندكردندوفرياد مي­زدند:

«اَلْوِدَاع اَلْوِدَاع اَلْفِرَاق اَلْفِرَاق»[3]

دراين هنگام سكينه نزدپدرآمدوصدازد: «اي پدرآياتسليم مرگ شده­اي؟ بعداز تو به چه كسي پناه ببريم؟»

امام حسين(ع) به او فرمود: «اي نور چشم من، چگونه كسي كه يار و ياوري ندارد، تسليم مرگ نشود؟»

سكينه گفت: ما را به حرم جدمان برگردان.امام فرمود:

«لَوْ تُرِكَ الْقَطَا لَغَفَا وَ نَام»

اگر پرنده قطا را بگذارند در جايگاه خود قرار مي­گيرد و آرام مي­شود و استراحت مي­كند.

سكينه گريه كرد. امام حسين (ع) سكينه را به سينه­اش چسباند و اشك چشمان او را پاك كرد و اين اشعار را خواند.

لاتُحْرِقيِ قِلْبيِ بِدَمْعِكِ حَسْرَةً       مَا دَامَ مِنيِّ الرُّوحُ فيِ جُثْمَانِي

«سكينه جانم، تا جان در بدن دارم دل مرا با افسوس به سرشك خود مسوزان »[4]

هلال بن نافع مي­گويد: «در ميان دو صف لشگر ايستاده بودم، ديدم كودكي از حرم امام حسين (ع) بيرون آمد، امام به سوي ميدان مي­آمد. كودك با گامي لرزان، دوان دوان خود را به امام رسانيد، دامن آن حضرت را گرفت و گفت:

«يَا اَبَه! اُنْظُرْ اِلَيَّ فَاِنِّي عَطْشَان»

اي پدر به من بنگر و ببين تشنه­ام

اين تقاضاي جگر سوز از آن كودك شيرين زبان مانند نمكي بود كه بر زخم­هاي قلب امام پاشيده شد، به طوري كه اشك از ديدگان امام جاري شد و فرمود: دخترم مي­دانم كه تشنه­اي، خداوند تو را سيراب كند که او وكيل و پناه من است.

هلال مي­گويد: پرسيدم اين دختر چه كسي بود؟ گفتند: او رقيه دختر سه ساله امام حسين (ع) است.» [5]

چنانچه که ملاحظه نموديد در اين دو نمونه محتواي مطروحه با احساسات سر و کار دارد و سخني از روضه هاي سنگين و واژه هاي مرتبط با آن نيست.

 

2 ـ روضه سخت و سنگين

روضه­اي است كه در آن از مصائب بسيار سخت و سنگين اهل بيت سخن گفته مي­شود. روضه­هايي است كه بر جان گران مي­آيد و بر دل سنگيني مي­كند و تار و پود وجود را به آتش مي­كشد. در اين نوع روضه، سخن از صورت نيلي و بازوي نيلوفري و سر بريده و تير سه شعبه و فرق دو تا و … است.

 

 نمونه

 روضه لقاي خونين امام حسين (ع)

امام حسين(ع) سه ساعت با صورت خونين روي زمين در خون خود غوطه ور بود و مي­گفت:

 

«صَبْراً عَليَ قَضَائِكَ يَا رَبِّ لا اِلهَ سِوَاكَ يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغيِثيِن»

صبر بر قضاي تو مي­كنم، هيچ خدايي غير از تو نيست اي دادرس دادخواهان.

 

چهل نفر قصد كردند سر از بدن امام جدا كنند اما نتوانستند. تا اين كه شمر روي سينه مبارك حضرت نشست.

امام فرمود: واي بر تو، از جاي مهمي بالا رفتي؛ جايي كه پيغمبر بسيار بوسيده است.

شمر گفت: اي پسر ابوتراب! تو مي­پنداري كه پدرت سر حوض كوثر هر كه را دوست داشته باشد سيراب مي­كند، پس كمي صبر كن تا پدرت تو را سيراب كند.

سپس حضرت را به رو خوابانيد و رگهاي شريفش را با شمشير قطع كرد. هر عضوي كه قطع مي­شد حضرت صدا مي­زد: وا محمداه، واعلياه، واحسناه؛ واغربتاه؛ جهان به لرزه آمد.

بعد از اينكه سر مبارك حضرت را جدا كرد آن را بر نيزه­اي بلند زد و لشگريان سه مرتبه تكبير گفتند و زلزله در زمين افتاد. [6]

 

 

تقسيم بندي جزئي:

اقسام روضه مي توانند با توجه به منبع دريافت به انواعي تقسيم گردند که عبارت است از :

  1. استنباطي.
  2. تحقيقي و تحليلي.
  3. کشفي و مکاشفه اي.

 

 

 

1 ـ روضه استنباطي

اگر با استفاده از عقل عقلاي جامعه ، از يک روضه و متن تاريخي معتبر ، مطالبي استنباط شود كه تمام اجزاي آن در تاريخ نيست، بلكه توسط عقل با توجه به اجزاء ما قبل و ما بعد به عقل متبادر مي­شود ؛ اين نوع روضه را روضه استنباطي مي ناميم.

 

نمونه 1

روضه حضرت عباس (ع)

هر شهيدي كه هدف تير قرار مي­گرفت، با دست خود تير را از بدن بيرون مي­كشيد، ولي آن كس كه دست در بدن ندارد و در مقابل هزار تيرانداز قرار گرفته چه حالي خواهد داشت؟

هر شخصي وقتي از بلندي به زمين مي­افتد، دست خود را بر زمين مي­گذارد تا بدنش آسيب نبيند، اما خدا داند آن كسي كه دست در بدن ندارد وقتي بر زمين بيفتد تيرها در بدنش فرو مي­روند. يا قمر بني هاشم! واي از لحظه­اي كه از اسب بر زمين افتادي و تمام تيرها در بدنت فرو رفت. [7]

 

نمونه 2

روضه علي اكبر (ع)

پس از اينكه علي اكبر با بدن پاره پاره به شهادت رسيد، امام حسين (ع) جوانان بني هاشم را صدا زد و فرمود:

«تَعَالَوْا اِحْمَلوُا اَخَاكُمْ»

اي جوانان بني هاشم! بياييد و برادرتان را به سوي خيمه ها ببريد. [8]

اينجا سؤال پيش مي­آيد كه امام كه همه شهدا را خود به خيمه­ها مي­برد، چرا براي بردن بدن علي اكبر، جوانان بني هاشم را صدا زد؟ در جواب بايد گفت كه دو دليل داشت: يكي اينكه ديگر زانوانش قوت نداشت كه علي را به خيمه­ها ببرد و ديگر آنكه آنقدر اين بدن پاره پاره شده بود كه براي حمل يك نفر كافي نبود.

 

 

2ـ روضه تحقيقي و تحليلي

اگر با تحقيق و تحليل در موضوع روضه ، و پردازش آن ، به يك نتيجه كلي و تحليل ذهني برسيم، اين نتيجه مي تواند يک روضه تحقيقي و تحليلي باشد.

در اين نوع روضه روايات مختلف در يك موضوع مثل اينکه بکائون چه کساني بوده اند؟ بيان مي­شود و سپس اصل روضه بيان مي­گردد .

 

نمونه 1

روضه حضرت علي اكبر (ع)

نگاه پدر چند گونه است، نگاه ابي عبدالله هم چند جور بوده است. گاهي نگاه، نگاه وجد است، نگاه ديگر نگاه شوق به جدش بود و يك نگاه ، ديگر نگاه خوفي بود كه عاقبتش چه مي­شود؟ اما اين نگاه وداع هيچ يك از اين نگاه­ها نبود؛

«فَنَظَرَ اِلَيْهِ نَظَر آئِسٍ مِنْه»

مأيوسانه به او نگاه كرد

نمي­دانم غصه پدر زيادتر بود و يا غصه پسر كه حالا رفت و پدر تنهاست. [9]

 

نمونه 2

روضه علي اصغر(ع)

سيدالشهدا سه مرتبه به اهل كوفه آب داد. يكي در كوفه براي آنها استسقاء كرد. يكي هم در صفين كه معاويه آب را گرفته بود و ديگر وقتي كه در اين صحرا لشگريان حر آمدند و تشنه بودند.

او مي­بايست اين سه حق آب دادن را بر آنها ثابت كند كه حجت تمام باشد. كسي كه اين قدر خواهش برايش سخت است.

ابتدا «برير» براي طلب آب رفت ولي به او آب ندادند. سپس حر رفت ولي باز هم به آنها آب ندادند. سپس حضرت عباس (ع) را فرستادند ولي او هم نتوانست آب بياورد. سپس خودش آمد. اول فرمود: «خواهشي دارم به همه ما آب بدهيد» قبول نكردند. بعد فرمود: «به خودم و اصحابم اگر آب نمي­دهيد لااقل به زنها آب بدهيد» قبول نكردند. سپس فرمود: «لااقل به اطفال كوچك آب بدهيد» قبول نكردند. سپس رفت و طفل شير خواره­اش را آورد. فرمود: اي جماعت!‌ يعني خودتان آب بياوريد و به اين طفل بدهيد:

«اَمَا تَرَوْنَهٌ كَيْفَ يَتَلَظَّي عَطَشاً»

آيا نمي­بينيد كه چگونه از تشنگي به خود مي­پيچد؟!

دو چيز درباره اين طفل دل را مي­سوزاند؛ يكي اينكه فرمود خودتان آبش دهيد. ديگر اينكه او را بلند كرد و فرمود: ببينيد كه چگونه رنگش زرد شده و از تشنگي دست و پا مي­زند. [10]

 

نمونه 3

تشنگي امام

تشنگي امام در چهار عضو تأثير كرده بود؛

اول: لبهاي مبارك كه افسرده شده بود،

دوم: جگر پاره پاره چنانچه امام بعد از اينكه اميدي به زنده ماندن نداشت فرمود:

 

«اُسْقُونيِ قَطْرَةً مِنَ الْمَاءِ فَقَدْ تَفِتَتْ كَبِديِ مِنَ الظِّمَاء»

قطره آبي به من بدهيد كه جگرم از تشنگي پاره پاره شد. [11]

 

سوم: زبان آن حضرت كه از بس اطراف زبان ساييده شده بود، مجروح گرديده بود. [12]

چهارم: چشمان مباركش كه از تشنگي تار گرديده بود، چنانچه در حديث مكالمه جبرائيل با حضرت آدم (ع) منقول است كه گفت: اي آدم ببيني او را در حالتي كه مي­گويد «واعطشاه» به حدي كه تشنگي مانند دودي در بين او زمين و آسمان حائل شده باشد. [13]

 

3ـ روضه كشفي يا مكاشفه­اي

اگر منبع روضه کشف و مشاهده باطني باشد و آن روضه­اي كه توسط معصوم و يا خاندان معصومين به افراد خاصي در عالم رؤيا، خواب و يا مكاشفه افاضه ­شود ، روضه کشفي و مکاشفه اي مي گوييم ؛ مثل روضه­اي كه حضرت عباس (ع) در عالم رؤيا براي يكي از علماي برجسته بيان مي­فرمايد. ممکن است اين مکاشفه براي يکي از خاندان معصومين رخ داده باشد مثل مکاشفه حضرت سكينه كنار بدن بي جان پدر ، که در ادامه بحث ذکر خواهد شد.

انواع روضه کشفی و مکاشفه ای

با توجه به شخصی که برای او مکاشفه رخ می دهد، روضه کشفی و مکاشفه ای دارای اقسامی است، که عبارت است از:

  1. مکاشفه ای که برای شخص معصوم صورت گرفته است.
  2. مکاشفه ای که برای یکی از خاندان معصومین صورت گرفته است.
  3. مکاشفه ای که برای شخصی غیر از معصومین و خاندان آنها صورت گرفته است.
  4. مکاشفه ای که برای دشمنان معصومین برای اتمام حجت صورت گرفته است.

 

قسم اول

مکاشفه ای که برای شخص معصوم صورت گرفته است.

مکاشفه امیرالمؤمنین در جنگ صفین

اُم کلثوم(سلام الله علیها) نزد برادر آمد و عرض کرد: «برادرم اين بيابان، خوفناک است و خوف عظيمي در اينجا به من رو آورده است.» امام فرمود: «خواهر جانم! هنگام رفتن به جبهة صفين در همين جا با پدرم فرود آمديم، پدرم سرش را روي دامن برادرم حسن(علیه السلام) گذاشت، و ساعتي خوابيد ، بيدار شد و گريه کرد، برادرم حسن(علیه السلام) پرسيد: “چرا گريه مي­کني؟” پدرم فرمود: “گويا در خواب ديدم اين بيابان دريايي از خون است، و حسين(علیه السلام) در آن غرق شده و فريادرس مي­طلبد و کسي به فرياد او نمي­رسد.”سپس پدرم به من رو کرد و فرمود: “هنگامي که چنين حادثه­اي رخ داد، چه کار مي­کني؟” گفتم: “صبر مي­کنم، که جز صبر چاره­اي نيست”.»[14]

 

قسم دوم

مکاشفه ای که برای یکی از خاندان معصومین صورت گرفته است.

حضرت سكينه كنار بدن بي جان پدر

در مصباح كفعمي روايت شده است كه سكينه مي­گويد: چون پدرم كشته شد، بدن نازنين پدر را در آغوش گرفتم و حالت بيهوشي به من دست داد. در اين حال شنيدم كه پدرم فرمود:

شيِعَتيِ مَا اِنْ شَرِبْتُمْ مَاءَ عَذْبٍ فَاذْكُرُونيِ               اَوْسَمِـعْتُمْ بِغَريِبٍ اَوْ شَهيـِدٍ فَانْـدُوبِونيِ

اي شيعيان من! هرگاه آب خوش گوار نوشيديد از لب تشنه من ياد كنيد و هرگاه درباره غريب و شهيد سخني شنيديد، به ياد غربت و شهادت من بگرييد. [15]

 

قسم سوم

مکاشفه ای که برای شخصی غیر از معصومین و خاندان آنها صورت گرفته است.

اسارت اهل بيت(ع) در كلام امام زمان (عج)

نمونه1

حاج ملا سلطانعلي روضه خوان تبريزي كه از جمله عباد و زهاد بوده است مي­گويد: «در خواب مشرف به محضر والاي امام زمان (عج) شدم، عرض كردم: مولاي من آيا آنچه در زيارت ناحيه مقدسه ذكر شده است كه: «فَلَاَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وً لَاَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً[16]» صحيح است؟

فرمود: بلي.

عرض كردم: آن مصيبتي كه براي آن به جاي اشك خون گريه مي­كنيد كدام است؟ آيا مصيبت علي اكبر است؟

فرمودند: اگر علي اكبر هم زنده بود در اين مصيبت خون گريه مي­كرد.

گفتم: آيا مصيبت حضرت سيدالشهداء (ع) است؟

فرمودند: اگر سيدالشهدا (ع) هم بودند در اين مصيبت خون گريه مي­كردند.

پرسيدم: پس كدام مصيبت است؟

فرمودند: آن مصيبت اسارت عمه­ام زينب (س) است. [17]

 

نمونه 2

روضه حضرت عباس (ع)

شيخ كاظم سبتي كه از علماي بزرگوار است مي­گويد: يكي از شخصيتهاي مهم علمي و مورد وثوق نزد من آمد و گفت: من پيام رسان حضرت عباس (ع) هستم. آقا را در خواب ديدم،‌ فرمود: چرا شيخ كاظم سبتي روضه مرا نمي­خواند؟

گفتم: زياد شنيده­ام كه شيخ كاظم مرثيه جانسوز شما را مي­خواند.

فرمود: از قول من به شيخ كاظم بگو اين مصيبت را بخوان؛ اگر سواره­اي بر مركب سوار باشد، وقتي كه مي­خواهد از اسب بر زمين بيفتد معمولا دستهايش را روي زمين مي­گذارد و سپس صورت او به زمين مي­خورد. ولي آن سواري كه تيرها در بدنش فرو رفته و دست در بدن ندارد چگونه زمين مي­خورد؟! [18]

 

قسم چهارم

مکاشفه ای که برای دشمنان معصومین برای اتمام حجت صورت گرفته است.

مکاشفه ساربان

سعيد بن مسيب از اصحاب امام سجاد(علیه السلام) مي­گويد: يکسال بعد از شهادت امام حسين(علیه السلام) براي شرکت در مراسم حج به مکه رفتم، ناگاه هنگام طواف مردي را ديدم که دستهايش قطع شده و صورتش مانند پارة شب تاريک سياه است، و پردة کعبه را گرفته و چنين دعا مي­کند:«اي خداي کعبه مرا بيامرز که گمان ندارم مرا بيامرزي، گرچه ساکنان آسمانها و زمين و همه مخلوقات شفاعت کنند، زيرا گناهم بسيار سنگين است».

سعيد گويد: من و جمعي کنار او اجتماع کرديم و به او گفتيم: «واي بر تو اگر ابليس باشي، شايسته نيست که نااميد از رحمت خدا شوي، تو کيستي و گناهانت چيست؟».

او گريه کرد و گفت: من خودم و گناهم را مي­شناسم. گفتيم: گناه خود را براي ما بيان کن که چيست؟

گفت: من ساربان شتران امام حسين(علیه السلام) بودم، همراه آن حضرت از مدينه به سوي عراق آمديم، من اطلاع يافته بودم که بند شلوار آن حضرت  گرانقيمت است؛ آرزو مي­کردم روزي آن بند گرانقيمت به دست من برسد، تا اينکه به کربلا رسيديم و جريان شهادت امام حسين(علیه السلام) پيش آمد من خود را پنهان کرده بودم، تا اينکه شب (يازدهم) شد، به طمع آن بند قيمتي، از تاريکي شب استفاده کرده کنار بدنهاي پاره پاره شهداء آمدم، به جستجو پرداختم تا اينکه پيکر سر بريده امام حسين(علیه السلام) را يافتم، تصميم گرفتم آن بند قيمتي را از شلوار آن حضرت بيرون آورم، با دستم آن بند را پيدا کرده، دريافتم که گره بسيار خورده است، يکي از آن گره ها را گشودم، ناگاه دست راست امام حسين(علیه السلام) حرکت کرد و آن قسمت از لباس را محکم گرفت، هر چه توان داشتم خواستم دست او را رد کنم نتوانستم، شمشير شکسته­اي يافتم و دست راست او را قطع کردم، دستم را دراز کردم تا گره بند را بگشايم، ناگاه دست چپ امام حرکت کرد و آن قسمت از لباس را محکم گرفت، دست چپ آن حضرت را نيز از مچ بريدم، آنگاه دست بردم که بند را بيرون آورم، ناگهان ديدم زمين لرزيد و هوا دگرگون شد، شنيدم شخصي گريه جانسوز مي­کند و مي­گويد:

وا اَبَتاهُ! وا مَقتُولاهُ، وا ذَبيحاهُ، وا حُسَيناهُ، وا غَرِيباهُ يا بُنَيَّ قَتَلوکَ وَما عَرَفوکَ وَمِن شُرْبِ الْماءِ مَنَعُوکَ.

:«آه پدر جان! واي از اين کشته و سر بريده، واي حسين جان، اي غريب، پسرم، تو را با لب تشنه کشتند و مقامت را نشناختند»

در اين هنگام من خود را بين کشته­ها انداختم، ناگاه سه نفر را با يک زن با جمعيت بسيار ديدم، و فرشتگان همه جا را پر کرده بودند، آنها پيامبر و علي و فاطمه و حسن بودند، آنها گريه مي­کردند و مطلبي مي­گفتند… ناگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مرا ديد و به من فرمود:

يا اَخَسَّ الاَنام لَعْنَةُُ اللهِ الْمَلِکِ الْعَلّامِ فَعَلْتَ هکَذا بِوَلَدِي، سَوَّدَ اللهُ وَجْهَکَ وَقَطَعَ يَدَيْکَ فِي الدُّنيا قَبْلَ الْآخِرَةِ.

:«اي پست ترين انسانها، لعنت خداوند قادر و آگاه بر تو باد، با فرزند من چنين رفتار نمودي، خدا صورتت را سياه کند و دستهايت را در دنيا قبل از آخرت، قطع نمايد».

 

هنوز نفرين آن حضرت تمام نشده بود که دستهايم خشک شد و چهره­ام همچون پارة شب تاريک سياه گرديد و به اين وضع گرفتار شدم، اکنون کنار خانة خدا آمده­ام و از خدا مي خواهم به من لطف کند و مي­دانم که هرگز خدا مرا نمي­آمرزد. حاضران و هر کس که اين موضوع را شنيد، او را لعنت کرد. [19]

 

نکات قابل ذکر در اقسام و انواع روضه

  1. روضه­ها معمولا تلفيقي از اين انواع هستند و گاهي يكي از انواع در روضه ظهور بيشتري دارد.
  2. روضه سخت و سنگين و آتشين را در جايي بخوانيد كه حق مطلب ادا شود و اصطلاحا مستمع اهل سوز و حال و اشك باشد و حال مجلس به درجه­اي رسيده باشد كه آمادگي درك و اثر پذيري آن را داشته باشد.
  3. روضه احساسي را تقريبا همه جا مي­شود خواند، زيرا اگر اشكي هم برايش ريخته نشود و ناله­اي هم نباشد مطلب لوث نمي­شود. لذا توصيه مي­كنيم ذاكريني كه در ابتداي راه هستند از اين نوع روضه بيشتر استفاده كنند.
  4. انواع ديگر روضه معمولا زير مجموعه­اي از روضه­هاي سخت و احساسي مي­باشند، لذا با توجه به اينكه در كدام دايره قرار بگيرند، حكم آن مورد به انواع ديگر جاري مي­شود.
  5. روضه­هاي تحقيقي و تحليلي را در اماكني بخوانيد كه مستمعين آن مجلس اهل فن و يا اهل علم باشند و معمولا اينگونه روضه ها در مجالس عاميانه كاربرد زيادي ندارند.
  6. در خواندن روضه­هاي كشفي و مكاشفه­اي نسبت به شخص كاشف و ناقل و اعتبار او دقت بسيار داشته باشيد و توجه داشته باشيد كه از هر مدعي كشفي نمي­توان نقل سخن كرد. راه­هاي شناخت اين مطلب، يكي شناختي است كه خودمان با تحقيق علمي به دست مي­آوريم و ديگر اعتماد بزرگان عالم تشيع و اهل فضل به شخص كاشف است.
  7. در روضه­هاي استنباطي، هم مي­توان از استنباط شخصي استفاده كرد و هم مي­توان از استنباط بزرگان عالم مرثيه سرايي. البته براي استنباط شخصي مقدماتي لازم است كه بهتر است ذاكرين ابتدا آن مقدمات را كسب كنند و بعد به استنباط بپردازند.

 

[1] ترجمه مقتل ابي مخنف،ص 129.

[2] الوقايع و الحوادث، ج 3.

[3] تذكره الشهداء ، ص 307.

[4] همان مأخذ.

[5] الوقايع و الحوادث ، ج 3، ص 192.

[6] مقتل ابي مخنف، ص 136.

[7] معالي السبطين ، ج، ص 452.

[8] سوگنامه آل محمد (ص) ، ص 278.

[9] مجالس المواعظ ، مجلس نهم.

[10] مجالس المواعظ ، مجلس هشتم.

[11] منتخب طريحي ، ج 2 ، ص 134.

[12] مقتل خوارزمي ، ج 2 ، ص 36.

[13] بحارالانوار، ج 44 ، ص 245 ـ ترجمه خصائص الحسينيه ، ص 158.

[14] معالي السبطين،ج1،ص286.

[15] منتهي الآمال، ج1 ، ص 744.

[16] زیارت ناحیه مقدسه.

[17] شيفتگان حضرت مهدي (عج) ، ج2،ص 144.

[18] مقتل الحسين مقرم، ص 268.

[19] معالي السبطين،ج2،ص61-63.

درباره ی صادق ابراهیمی پور

مداح،مدرس و محقق علوم و فنون مداحی اهل بیت علیهم السلام با 10 سال سابقه تدریس در شهرهای مختلف کشور... تدریس تخصصی تکنیک های صداسازی ، تدریس مهارت ها ،شیوه ها و جلوه های مداحی، روش های سبکسازی و ملودی سازی در مداحی ، ابداع روش های زودبازده تدریس و... از عمده فعالیت های ایشان در زمینه آموزش مهارت های مداحی می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *