جعلیات و دروغ در روضه

 

جعليات و دروغ در روضه

 

اصولا از ديدگاه كساني كه به تاريخ آشنا هستند اختلاف نظر رأي مورخان و كارشناسان تاريخ در بررسي وقايع تاريخي امري منطقي و معقول است.

تاريخ علمي است كه پي بردن به كنه مطالب آن نياز به اجتهادي بزرگ دارد و چه بسيار انسانهاي بزرگي كه در اين وادي پهناور وارد شده­اند وفقط توانسته­اندبه قدرتشنگي خوداز اين اقيانوس بي كران بنوشند و به اندازه ظرفي كه با خود برداشته­اند از آن بهره­مند شوند.

 

زواياي ديد تاريخ

  1. ديدگاه مادي.
  2. ديدگاه ماوراء طبيعي و غيبي.
  3. ديدگاه انساني: كه نقش فرد را در حوادث تاريخي ممتاز مي­شمارد.
  4. ديدگاه اجتماعي.
  5. ديدگاه فلسفي.
  6. ديدگاه علمي

بايد توجه داشته باشيم كه در تاريخ، بحث جامعيت آراء تاريخي را نبايد صرفا از يك فرد توقع داشت. به طور مثال در قضيه قيام پر بركت و انسان ساز سيدالشهداء در عاشورا عده­اي به حوادث از ديدگاه غيبي و ماورايي ، و قومي از ديدگاه و بعد حماسي و جمعي از زاويه و ديدگاه مظلوميت و مرثيه و سوگ و عاطفه و بعضي با نظر سياسي و اجتماعي و … نگريسته­اند.

 

معيار پذيرش يك نقل تاريخي

نكتة مهم و قابل توجه آنكه ما نبايد در تاريخ آراء مورخين را به تبعيت از شخصيت عظيم علمي، سياسي يا فقهي آنان بپذيريم و بدون تحقيق و بررسي مقهور نظر آنان شويم.

ممكن است شخصي فقيه باشد اما در حوادث تاريخي آنچنانكه بايد و شايد نتواند حكم و رأي درستي صادر كند و همينطور كسانيكه در ساير زمينه­هاي علمي داراي تخصصي برجسته هستند.

ما در بررسي و تطبيق و مقايسه آراء علما و دانشمندان نبايد آراء ديگران را به اين دليل كه از او وجهه علمي كمتري دارند مخدوش و غير قابل اطمينان بدانيم، بلكه بايد با احترام كامل به شخصيت تمامي صاحبان آراء ، با بي طرفي كامل و با بررسي ادله و شواهد و اسنادومداركي كه هر يك در اثبات نظر و حكم تاريخي خود ارائه مي­نمايند در مورد يك پديده و يا يك جريان تاريخي قضاوت كنيم.

براي مثال مرحوم علامه سيد بن طاووس كه از بزرگان علماي شيعه و صاحب كتاب شريف لهوف مي­باشند. در اين كتاب استناد مي­كنند كه اهل بيت حضرت سيدالشهداء (ع) در اولين اربعين به كربلا مراجعت كرده­اند و امام سجاد با جابربن عبدالله انصاري و عطيه كه همسفر او بود ملاقات نموده است در حالي كه علامه شهيد مرتضي طاهري در كتاب حماسه حسيني خود اين امر را افسانه محض مي­داند.

حال وظيفه ما چيست؟ بايد كدام نظر را برگزينيم؟ نه از نظر و شخصيت سيد بن طاووس مي­توان به سادگي گذشت و نه از شخصيت و نظر شهيد مطهري.

راه حل آن است كه ما ابتدا در اين زمينه به عنوان فرضيه هر دو را در نظر داشته باشيم و به دنبال شواهد رد يا اثبات اين نظريات در تاريخ بوده و سپس به بررسي بنشينيم و استدلالهاي طرفداران هر دو نظريه را به دقت مورد ارزيابي قرار دهيم و در آخر چنانچه به شواهد محكم و مستند و منطقي رسيديم حكم و رأي تاريخي خود را در اين زمينه صادر نمائيم.

بديهي است ما در بعضي زمينه­ها به دليل كثرت و تعدد نقل­ها نمي­توانيم به حكم ثابت، قطعي و مشخصي برسيم مانند اينكه آيا سر مقدس امام حسين (ع) در مصر دفن شده است يا در كربلا، يا در نجف، يا در مدينه و دهها مورد ديگر. به خصوص آن كه اگر پاي روايات هم به ميان آورده شود.

از اين نمونه؛ قضيه طلب آب است كه بزرگان علماي شيعه از جمله مرحوم حاج شيخ جعفر شوششتري در كتاب فوائد المشاهد و ديگران اين امر را نقل مي­كنند كه امام حسين از لشگر عمر سعد طلب آن نموده است، در صورتي كه علامه شهيد مطهري از ديد حماسي به اين قضيه نگاه مي­كند و آن را امري جعلي مي­خواند و استناد مي­كند كه از شخصيتي مانند امام بسيار بعيد است كه تن به چنين ذلت و خواهشي بدهد. در حالي كه ديگران چنين خواهشي را به دليل اتمام حجت جايز و بلكه لازم مي­دانند.

و يا نقل كثرت تلفات لشگر عمر سعد كه بعضي آن را ناشي از شجاعت امام و ياران او مي­دانند و بعضي به آن به عنوان يك امر غريب و باور نكردني نگاه مي­كنند و منكر امدادهاي غيبي و القاء رعب و وحشت از جنود الهي در دل كوفيان مي­شوند در حالي كه نمي­شود در بررسي قضيه عاشورا تنها به احتساب ساعات درگيري و امكان عملي ، به تحقق كثرت تلفات لشگر عمر سعد استناد كرد و از ذكر وقايع غير طبيعي و امدادهاي الهي بر آن جمع فداكار و از خود گذشته چشم پوشي كرد. به هر حال اين واقعيت دارد كه دشمن حتي حاضر نشد كهنه پيراهني را بر جسد پاره پاره اباعبدالله ببيند. آن را به غارت برد و بدن مطهر را عريان بر خاك گرم كربلا باقي گذاشت. اما ذكر اين جنايت مانع از آن نيست كه ما بپذيريم در همين زمان نوري از آسمان ساطع شد و بدن محبوب حجت خدا و پاره تن رسول اكرم را از منظر دشمنان و دوستان پنهان نمود. اگر چه اين امر از ديدگان خشك و مادي كساني كه به عاشورا به عنوان يك روز عادي مي­نگرند يك امر غير معقول است.

شايد اين ابعاد گسترده در بررسي عاشورا در طول تاريخ باعث شده است كه هر كس به شاخه­اي از اين درخت پهناور گسترده متمسك شده است و از اين رهگذر مجالي پيدا شده است براي عوام فريبان و شيادان كه به بهانه گوناگون انواع خرافات و جعليات و افسانه­ها را به اين روز بزرگ وارد نمايند. [1]

 

تحريف در واقعه عاشورا

با توجه به اهميت مطالبي كه استاد شهيد مطهري در كتاب حماسه حسيني در خصوص تحريف در واقعه عاشورا بيان فرموده­اند بطور خلاصه بحث ايشان را ذكر مي­نمائيم.

بطور كلي مي­توان گفت در وقايع عاشورا دو گونه تحريف واقع شده است: كه عبارتند از: تحريفات لفظي و تحريفات معنوي.

تحريف لفظي: يعني كم يا زياد كردن و يا جابجا كردن الفاظ به نحوي كه مفهوم تغيير پيدا كند.

تحريف معنوي: تحريفي است كه در آن مطلب و موضوع طوري جلوه داده مي­شود كه مفهومي غير از مفهوم اصلي احساس مي­شود. در حالي كه تغييري در الفاظ صورت نمي­گيرد.

نمونه­هايي از تحريفات لفظي از ديدگاه استاد مطهري

  1. داستان عروسي حضرت قاسم كه ظاهرا خيلي مستحدث (جديد ساخته شده) است و از زمان صفويه تجاوز نمي­كند (از زمان ملاحسين كاشفي است).
  2. حضور ليلا در كربلا و امر حضرت به او كه برود در يك خيمه جداگانه موي خود را پريشان كند ، و شعر:

نذر علي لئن عادوا و ان رجعوا            لازرعـن طريـق الطف ريحانا

نذركرده­ام كه اگرعلي اكبرازميدان بسلامت برگرددتمام مسير مدينه تا كربلا را ريحان بكارم.

خيز اي بابا از اين صحرا رويم         نك به سوي خيـمة ليلا رويم

  1. هشتصد هزار نفر بودن لشگر عمر سعد، بلكه يك ميليون و ششصد هزار نفر.
  2. هفتاد و دو ساعت بودن روز عاشورا.
  3. به يك حمله ده هزار نفر را كشتن.
  4. هجده گز بودن نيزه هاشم مرقال و نيزه قاتل قاسم و شصت گز بودن نيزه سنان.
  5. روضه­هايي كه در آنها اظهار عجز پيش دشمن است. از قبيل التماس كردن براي آب.

نمونه­هايي از تحريفات معنوي از ديدگاه علامه مطهري

  1. حادثه عاشورا يك دستور محرمانه و خصوصي براي امام حسين بوده و براي ديگران قابل پيروي نيست.
  2. امام حسين فداي گناهان امت شد! او كشته شد تا گناهان امت بخشيده شود .

 

عوامل تحريف

الف) اغراض دشمنان.

ب) حس اسطوره سازي و قهرمان سازي خيالي در دوستان.

ج) عدم توجه به علت توصيه پيشوايان دين به يادآوري حادثه عاشورا .

به خاطر فلسفه خاصي كه در حادثه عاشورا وجود دارد ، از طرف پيشوايان دين توصيه شده كه اين جريان به عنوان يك مصيبت يادآوري شود و مردم بر آن بگريند. فلسفه اين تذكر و گريستن و گرياندن، احياي اين خاطره است و فلسفه احياي آن اين است كه هدف كلي اين نهضت براي هميشه زنده بماند و امام حسين هر سال در ميان مردم به اين صورت ظهور كند و مردم از حلقوم او بشنوند كه:                   أَ لَا تَرَوْنَ الْحَقَّ لَا يُعْمَلُ بِهِ ، وَ الْبَاطِلَ لَا يُتَنَاهَى عَنْهُ لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فِي لِقَاءِ اللَّهِ.[2]

مردم هميشه اين كلام امام را بشنوند:

وَ إِنِّي لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً ، وَ الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَما.[3]

اما خود گريه و گرم برگزار شدن مجلس هدف شد و بعضي بي اطلاع، قائل شدند كه مي شود با هر وسيله به اين هدف گريستن رسيد اگرچه روضة بي سند باشد ، واين خود عامل تحريف شد.

كتاب “لؤلؤ و مرجان” محدث نوري

كتاب لؤلؤ و مرجان كه كتاب بي نظيري است توسط محدث عاليقدر شيعه مرحوم محدث نوري تأليف شده است. اين كتاب در دو بخش اخلاص و صدق مطالب را مورد بررسي قرار داده است.

علت نقل جعليات در ديدگاه محدث نوري

الف) در ديدگاه ايشان يكي از عوامل كه باعث شده برخي از صاحبان تأليف، به ذكر اخبار، حكايت بي اصل و مأخذ بلكه بافتن دروغ و جعل اخبار و حكايات دست بزنند. اين است كه در رواياتي كه درباره فضيلت گرياندن و گريه كردن آمده است ، نقل نشده است كه به چه صورت بگريانيد و چه چيزي بخوانيد، و از اين ذكر نكردن معلوم مي­شود هر چه باعث گريانيدن و سوزاندن دل و بيرون آمدن اشك باشد ممدوح و مستحسن است. بنابراين روايات منع دروغ درباره غير عزاداري است.

ب) بحث ديگر مسامحه در ادله سنن است: يعني گاهي در سنت مي شود ، احاديثي را كه سند دارد ولي در سلسله آن ضعفهايي وجود دارد ، با تسامح پذيرفت.  اينجا بين حديث ضعيف و موهون فرق وجود دارد و بايد توجه كنيم كه آنچه قابل تسامح است احاديث ضعيف است نه موهون .

 

 

 

نمونه­هايي از موهونات

  1. مسعودي كه شيعه است و معاصر كليني است، در «اثبات الوصيه» عدد كشتگان امام را به 1800 تن رسانده است. و محمد بن ابيطالب به هزار و نهصد و پنجاه نفر رسانده است. اما در كتابي كه هزار سال بعد نوشته شده عدد مقتولين امام را به سيصد هزار و از سايرين نيز به بيست و پنج هزار نفر رسانده است.
  2. حضرت ابوالفضل در جنگ صفين هشتاد نفر را يكي پس از ديگري به هوا انداخت كه هنوز اولي برنگشته بود و هر كدام بر مي­گشت، با شمشير او را دو نيم مي­كرد.

 

كتب حاوي برخي از مطالب ضعيف در ديدگاه محدث نوري

  1. محرق القلوب: مرحوم محدث نوري از كتاب «محرق القلوب» اثر آخوند ملا مهدي نراقي نام مي­برد كه مشتمل بر برخي اكاذيب است و نمونه­هايي از جعليات آن را ذكر مي­كند.
  2. اسرار الشهاده : محدث نوري در جاي ديگر مي­گويد: در ايام مجاورت كربلا و استفاده از محضر علامه عصر شيخ عبدالحسين طهراني، سيد عرب روضه خواني از «حله» مي­آيد و جزوه كهنه­اي را كه ميراث پدرش بوده و اول و آخر نداشته است همراه داشته است. در حاشيه­اش نوشته بود از تأليفات فلان عالم از علماي جبل عامل از شاگردان صاحب معالم است. آن سيد از حالت آن كتاب پرسيد: مرحوم شيخ عبدالحسين اولا در زندگي آن عالم كتابي در مقتل پيدا نكرد. ثانيا خود كتاب را مطالعه كرد و ديد آن قدر اكاذيب دارد كه ممكن نيست اثر عالم باشد لذا آن سيد را از نشر و نقل آن كتاب نهي كرد. ولي بعد همين كتاب به دست مرحوم دربندي افتاد و مطالب آنرا در كتاب «اسرار الشهاده» نقل كرد و بر عدد اخبار واهي و مجعول بي شمار آن افزود. مرحوم محدث نوري تعدادي از مطالب موهون كتاب اسرار الشهاده را ذكر مي­كند.
  3. روضه الشهداء : در جايي ديگر برخي از مباحث مجعول كه در كتاب روضه الشهداء ذكر شده را بيان مي­كند كه خود دليل بر ضعف اين كتاب است.

 

تكليف ما در قبال روضه هاي ضعيف در بيان مقام معظم رهبري:

طبق فرمايش مقام معظم رهبري معيار ما در نقل مطالب اين باشد كه حداقل عقلاني باشند و به فرمايش بزرگان ، قدر مشترك بين روايات و احاديث را در نظر بگيريم.

 

خاتمه

در پايان از تمامي خوانندگان تقاضا داريم ما را از نظرات سازنده خود بهره­مند سازند، و جهت دستيابي به شرح مفصل اين كتاب ، به شعب مختلف كلاسهاي آموزشي مداحي مجمع ادبي مذهبي ياس كبود رجوع نمايند.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 

[1] مصائب امام حسين (ع) غلامعلي رجايي ، ص 19 ـ 23.

[2] بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، ج‏44 ، 192. (آيانمى‏بينيدكه حق عملى نميشود وازباطل جلوگيرى نميگردد،تااينكه شخص مؤمن براى ملاقات خدا راغب شود. )

[3] همان مأخذ . (من مرگ را جز سعادت نمى‏بينم و زندگى با ستمكيشان را غير از ملال‏نخواهم ديد!! )

درباره ی صادق ابراهیمی پور

مداح،مدرس و محقق علوم و فنون مداحی اهل بیت علیهم السلام با 10 سال سابقه تدریس در شهرهای مختلف کشور... تدریس تخصصی تکنیک های صداسازی ، تدریس مهارت ها ،شیوه ها و جلوه های مداحی، روش های سبکسازی و ملودی سازی در مداحی ، ابداع روش های زودبازده تدریس و... از عمده فعالیت های ایشان در زمینه آموزش مهارت های مداحی می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *