خانه / دانلودهای رایگان / بیانات حاج منصور ارضی / مطالبی از بیانات حاج منصور ارضی

مطالبی از بیانات حاج منصور ارضی

 

مطالبي از بيانات حاج منصور ارضي

نظم

بحث نظم داراي ابعادي است:

  1. نظم در امور شخصي: يعني مداح بطور مداوم به امور معنوي و علمي و … خود بپردازد.
  2. نظم در محتوا: يعني مداح در هنگام خواندن از مطالب پريشان و غير مرتبط استفاده نكند.
  3. نظم در سبك: يعني در خواندن از جهت سبكي داراي لغزش نباشد و از شاخه­اي به شاخه ديگر نپرد.
  4. نظم در اداره مجلس: يعني مداح سر وقت در جلسه حاضر شود و به موقع مجلس را به اتمام برساند و خداي ناكرده مجلس به حدي به طول نينجامد كه واجبات تحت الشعاع قرار بگيرد.

«اگر شما براي خواسته­هاي نفساني خودتان يا ديگران دست از نظم برداريد به جايي نمي­رسيد. افراط و تفريط در رفتن به اينگونه مجالس از پيشرفت شما مي­كاهد.»

 

فقر و غنا

غنا در مداحي يعني اينكه مداح از جهت سبك و محتوا غني باشد و اينكه طبق فرمايش مقام معظم رهبري در شعر نوآوري باشد و در خواندن تنوع باشد، به شكلي كه براي مستمع تازگي داشته باشد.

 

آفات غنا

اما غنا آفاتي دارد كه بايد از آنها پرهيز كنيم كه عبارتند از:

1ـ خروج از تواضع.

2ـ بخل و حسد.

3ـ عجب و كبر و خود پسندي.

4ـ ضرر به اخلاص يعني اگر غنا باعث شود كه خود را بالاتر از ديگران ببينيم و يا راضي نشويم شعرمان را به كسي بدهيم و يا مطالبي را بيان كنيم تا پايه فضلمان را بدانند و يا توقع احترام از ديگران داشته باشيم و در غير اين صورت ناراحت شويم. اين نوع غنا مانند آفتي است كه محصول را از بين مي­برد.

 

محاسن غنا:

غنا محاسني هم دارد كه عبارتند از:

  1. برگزاري هنرمندانه و جذاب مجلس.
  2. تكامل فيض مردم.
  3. تشويق ديگران به غنا.

 

فقر در مداحي

فقر در مداحي دو نوع است:

  1. فقر خوب و نيكو.
  2. فقر ناپسند.

 

فقر ناپسند عبارتست از:

  1. بدون مطالعه در مجلس حاضر شدن.
  2. عدم آشنايي با مقاتل.
  3. نداشتن اشعار مناسب.
  4. عدم آشنايي با ديوانهاي معتبر مثل ديوان حافظ، سعدي، عمان ساماني و … .
  5. عدم آشنايي با آيات و روايات.
  6. عدم آشنايي با ادبيات فارسي و عربي و شناخت اعراب كلمات و عبارات.
  7. عدم شناخت و رعايت آداب مداحي.

 

فقر خوب و پسنديده

عبارتست از بي نيازي و اينكه شخص خود را از تعلقات و نفسانيات دور سازد. مثلا شعري را قبلا شنيده است ولي وقتي مداحي آن را مي­خواند و او مي­شنود وانمود مي­كند كه اولين بار است آن را شنيده است، و اين نشانه فقر پسنديده يعني همان بي نيازي است.

 

شهرت

آخرين مرحله­اي كه امكان دارد انسان از خدا دور شود، در بحث حب جاه و مقام و يا حب نفس است البته حب نفس از نظر معناي ظاهري آن چيز بدي نيست و ممدوح است. انسان بايد حب نفس داشته باشد تا سلامت بماند، اما اين يك مرحله محدود است كه اگر از آن رها شود، به حب جاه و حب نفس مي­رسد.

پيامبر اسلام (ص) در جنگ احد يك تنگه استراتژيك را به دست عده­اي سپرده و فرمود تحت هيچ شرايطي تنگه را رها نكنيد. ولي اين عده چون نافرماني كردند و تنگه را رها كردند، جنگ به شكست آنها منجر شد.

اين حب نفس همانند همان تنگه است كه اگر از آن مراقبت نشود به شكست منتهي خواهد شد. اگر با حب نفس و جاه مبارزه شد آن وقت اهل بيت همان جاه و مقام را كه شخص با آن مقابله كرده است را به او اعطا مي­كنند و او را محبوب قلب­ها مي­كنند.

معدودند كساني كه مثل مرحوم آيت الله اراكي (ره)  با آن همه مريد، بيايد و آستانه در خانه امام خميني (ره) را ببوسد و بگويد: «السلام عليك يابن رسول الله بابي انت و امي»

خدا رحمت كند مرحوم حاج اكبر ناظم را كه مي­فرمود: مستمع خواننده را به عرش مي­برد، اگر امام حسين (ع) در عرش دستت را گرفت، كه پيروزي و گرنه همين مردم تو را به زمين مي­زنند.

در روايات آمده است كه اگر كسي در پي شهرت باشد ذليل و گمنام مي­شود و اگر در پي گمنامي باشد شهرت پيدا مي­كند.

در مناجات شعبانيه آمده است :« مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُول‏[1]» كسي كه به تو شناخته شود ديگر گمنام نمي­ماند.

 

آفات مداحي

مداحي آفاتي دارد، اما اين آفات دليل بر کنار گذاشتن آن نيست چرا كه باغباني و برداشت محصول از درخت با آفت همراه است. اما اين بدين معناست نيست كه انسان باغباني را كنار بگذارد.

آفات مداحي دو نوع است:

  1. آفات شخصي مداح
  2. آفات اهل مجلس

آفات شخصي مداح عبارتند از:

  1. بدون مطالعه صحبت كردن.
  2. بيش از حد خود حرف زدن.
  3. با كبر و غرور سخن گفتن.
  4. آفات اخلاقي از قبيل عصبانيت، كم طاقتي، كم حوصلگي و…
  5. احساس بي نيازي از بزرگان و اساتيد.
  6. عدم وفاي به عهد و بدقولي كردن.
  7. عدم حفظ ظواهر و شئونات.

 

اين آفات چيزي است كه اگر ما به موقع آن را بشناسيم، قابل پيشگيري است. از آفت نمي­توان و نبايد فرار كرد، بلكه بايد ايستاد و با آن مبارزه كرد. درباره وفاي به عهد خداوند در ابتداي سوره مائده مي­فرمايد: «اي كساني كه ايمان آورده­ايد به وعده­هاي خود وفا كنيد.»

بايد حتي آن وعده­اي را كه صد در صد يقين داريد مي­توانيد به آن وفا كنيد را به شرط حيات وعده بدهيد. چرا كه خلف وعده براي مردم زمينه غيبت را فراهم مي­كند و مجلس دعوت به ياد خدا به مجلس غيبت تبديل مي­شود.

 

آفات اهل مجلس عبارتند از:

  1. مقيد نبودن به موازين شرعي و اجتماعي براي گردانندگان مجلس.
  2. شوخي بيجا و بيهوده گويي قبل و بعد از مجلس.
  3. ايجاد صحنه مبارزه مادحين در محافل مذهبي.
  4. بدگويي و تضعيف حسينيه­ها و مساجد ديگر.

 

خيلي وقتها ديده مي­شود كه افراد براي خودشان هيئت درست مي­كنند، نه براي امام حسين (ع). و يا در محافلي مداحان روي دست يكديگر بلند مي­شوند و گويا كشتي مي­گيرند.

بزرگي مي­فرمود: بعضي موارد ما در مجلس باطل قدم مي­گذاريم كه بعد از آن مجبور مي­شويم چندين سال براي رفتن به آن مجلس باطل استغفار كنيم.

مجلس بايد دين خدا را بارورتر كند و توسط آن دين خدا تجلي پيدا كند و الا ملعبه مي­شود و تبديل به محلي براي كسب خواهد شد. بايد توجه كنيم كه مجلس به محافل ديگري كه دم از خدا و اهل بيت مي­زنند ضربه وارد نكند.

 

 

 

مداومت

مهمترين عامل در پيشرفت مداومت است و رمز موفقيت بزرگان در پشت کارشان بوده است نه نبوغ در هوش و حافظه و… چنانچه از امام باقر (ع) نقل شده است كه: « أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا دَاوَمَ عَلَيْهِ الْعَبْدُ وَ إِنْ قَلَّ »[2] محبوب ترين اعمال نزد خدا عملي است كه روي آن مداومت شود اگر چه كم باشد.

حاج منصور ارضي مي­فرمايد: وقتي از آقا سيد علي ميرهادي (استادشان) درخواست وصيت كردم اين فراز زيبا از دعاي كميل را براي من خواندند: «والدوام في الاتصال بخدمتك»

 

تبليغ عملي

در مورد عمل بايد دقتي داشت كه گاهي رسالت مداح توسط اعمال او صورت مي­گيرد و رسالت او «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَع‏»[3] است، گاهي رسالت، روش زندگي ماست كه مسائل اجتماعي از قبيل: كسب و كار،‌درس خواندن، صبر و حوصله در خانواده حتي رانندگي ما را در بر مي­گيرد پس يك سري از تبليغات ما به واسطه اعمال و رفتار ماست.

 

ايجاد تشنگي

بايد طوري براي مردم برنامه ريزي كنيد كه براي مردم تشنگي ايجاد كند و مستمع را زنده كند. البته اگر خودتان تشنه باشيد مي­توانيد اين عطش را منتقل كنيد. نبايد معارف برايتان عادي شود كه اگر عادي شد تشنگي مردم از بين مي­رود.

 

شهوت در خواندن

يكي از مرض­هاي كشنده براي خواننده مذهبي «شهوت در خواندن» است. در حالي كه در دستورات اسلام راجع به خاموشي و كوتاه سخن گفتن اشارات زيادي شده است، تا جايي كه افراد پر حرف را به عنوان جاهل خطاب كرده­اند.

امام جواد (ع) مي­فرمايد: « الصَّمْتُ نُور »[4] سكوت روشنايي است. اگر ديديد كه با خواندن شما مجلس مي­شكند نبايد بخوانيد، از سوي ديگر برخي تصور مي­كنند اگر نخوانند يا كمتر بخوانند تواضع بيشتر از خود نشان داده­اند، اما بايد توجه داشت كه گاهي نخواندن و يا كم خواندن خودش بازتاب هواي نفس است و اينكه مجلس نياز به خواندن مداح داشته باشد و مداح براي اينكه خود را به حالت خاصي جلوه دهد نخواند.

قداست مجلس بايد حفظ شود. اين قداست يك وقت با خاكسار بودن و گاهي با فنا شدن حفظ مي­شود. يك وقت تواضع مقابل خوانندگان ديگر و يا تواضع كردن در مقابل عالم حاضر در آن مجلس است. كه همه اين موارد محصول تسلط بر نفس است.گاهي تسلط بر نفس نخواندن و گاهي خواندن است و تشخيص اين مطلب خيلي مهم است.

 

مداح و سياست

مداح علاوه بر آگاهي داشتن از مباحث شرعي، عبادي، اخلاقي، مذهبي و … بايد به علوم سياسي نيز آگاهي داشته باشد تا بتواند اسلام جامع را براي مردم تبليغ كند.

امور سياسي و دخالت آن در مصالح كشور از جمله اموري است كه دين مبين اسلام درباره هر يك از آنها حكم خاصي دارد.

مداح بايد بتواند در مواقع درگيري و جنگ به گونه­اي در احساسات و عواطف مردم رخنه كند كه آنها را ازخانه­هايشان بيرون كشيده و به مردان شجاع مبدل سازد تا ازناموس و مرز و بوم مسلمانان دفاع كنند.

 

[1] مفاتیح الجنان ، مناجات شعبانیه.

[2] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، ج‏68 ، 219 . ـ الكافي ، ج‏2 ،82.

[3] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار. (ابن ابى يعفور گويد: امام صادق عليه السّلام به من گفتند مردم را بدون زبان خود بطرف ما بخوانيد، آنها اگر از شما عبادت، راستى و ورع را ديدند متوجه ما مى‏شوند.)

[4] كشف الغمه ، 2 ، 346. «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) مَنْ عَلِمَ أَنَّ كَلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ قَلَّ كَلَامُهُ إِلَّا فِيمَا يَعْنِيهِ مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَاؤُهُ وَ مَنْ كَثُرَ خَطَاؤُهُ قَلَّ حَيَاؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ حَيَاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ وَ مَنْ مَاتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النَّارَ إِذَا فَاتَكَ الْأَدَبُ فَالْزَمِ الصَّمْتَ الْعَافِيَةُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةٌ مِنْهَا فِي اعْتِزَالِ النَّاسِ وَ وَاحِدَةٌ فِي الصَّمْتِ إِلَّا عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ كَمْ مِنْ نَظْرَةٍ جَلَبَتْ حَسْرَةً وَ كَمْ مِنْ كَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً مَنْ عَلِمَ لِسَانَهُ أَمَّرَهُ قَوْمُهُ الْمَرْءُ يَعْثُرُ بِرِجْلِهِ فَيُبْرَى وَ يَعْثُرُ بِلِسَانِهِ فَيُقْطَعُ رَأْسُهُ احْفَظْ لِسَانَكَ فَإِنَّ الْكَلِمَةَ أَسِيرَةٌ فِي وَثَاقِ الرَّجُلِ فَإِنْ أَطْلَقَهَا صَارَ أَسِيراً فِي وَثَاقِهَا عَاقِبَةُ الْكَذِبِ شَرُّ عَاقِبَةٍ خَيْرُ الْقَوْلِ الصِّدْقُ وَ فِي الصِّدْقِ السَّلَامَةُ وَ السَّلَامَةُ مَعَ الِاسْتِقَامَةِ لَا حَافِظَ أَحْفَظُ مِنَ الصَّمْتِ إِيَّاكُمْ وَ النَّمَائِمَ فَإِنَّهَا تُورِثُ الضَّغَائِنَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهِ لِسَانَهُ الصَّمْتُ نُورٌ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ صُورَةَ الْمَرْأَةِ فِي وَجْهِهَا وَ صُورَةَ الرَّجُلِ فِي مَنْطِقِه‏»

( كنز كراجكى. امير مؤمنان عليه السّلام فرمود كسى كه بداند سخنش از اعمالش محسوب است سخنش كم خواهد شد مگر آنچه كه مفيد و سودمند باشد كسى كه پر حرف باشد خطايش فراوان مى‏شود و كسى كه خطايش زياد شد كم حيا مى‏شود و كسى كه كم حيا باشد تقوايش كم و كسى كه كم تقوا باشد دلش ميميرد و كسى كه دل مرده شد داخل آتش خواهد شد. هنگامى كه ادب را از دست دادى سكوت و خاموشى داشته باش. عافيت و سلامتى داراى ده جزء است كه نه دهم آن در عزلت و دورى از مردم است و يك دهم آن در خاموشى است مگر از ذكر خدا چه بسا كه يك نگاه موجب حسرت و اندوه است و چه بسا كه يك كلمه موجب سلب نعمت مى‏شود. كسى كه رسم سخن گفتن را بداند قوم و طائفه او او را امير و بزرگ خودشان قرار ميدهند. اگر انسان با پايش بلغزد بهبودى مى‏يابد ولى لغزش زبان ممكن است سرش بر باد دهد. زبانت را حفظ كن كه سخن در بند شخص است ولى اگر او را گفت او در بند سخن است پايان دروغ پايان بدى است. (5) و فرمود. بهترين گفتار راستگوئى است و سلامت در صدق و راستى است و سلامتى در صورت استقامت است (6) فرمود هيچ چيز مانند سكوت موجب حفظ نيست. بترسيد از سخن‏چينى كه باعث كينه‏توزى است. كسى كه زبان خود را بر خود مسلط و امير كند خود را پست و خوار كرده است. سكوت نور و روشنائى انسان است خداوند متعال جمال صورت زن را در چهره او قرار داده و جمال مرد را در گفتارش.)

درباره ی صادق ابراهیمی پور

مداح،مدرس و محقق علوم و فنون مداحی اهل بیت علیهم السلام با 10 سال سابقه تدریس در شهرهای مختلف کشور... تدریس تخصصی تکنیک های صداسازی ، تدریس مهارت ها ،شیوه ها و جلوه های مداحی، روش های سبکسازی و ملودی سازی در مداحی ، ابداع روش های زودبازده تدریس و... از عمده فعالیت های ایشان در زمینه آموزش مهارت های مداحی می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *